بسم الله الرّحمن الرّحیم
هفدهم ماه مبارک رمضان ، معراج پیامبر گرامی اسلام حضرت محمّد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و قتل عایشه
در شب شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال دوازده بعثت ،معراج نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و اله اتفاق افتاد .اقوال دیگری نیز در این رابطه وجود دارد که عبارت است از : 17 ربیع الاول یک سال قبل از هجرت ،27 رجب ،27و 21 ماه رمضان ،17 ماه رمضان 10 سال بعد از بعثت و ...[1]
جریان معراج و سیر پیامبر خدا صلی الله علیه و اله در عوالم وجود ،در آیات قرآن بدان اشاره شده است . ما به طور اجمال به دو آیه اشاره می کنیم :
1) سوره «اسراء» آیه 1 : «سبحان الذی أسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی...» ؛ پاک و منزه است خدایی که شبانگاه بنده خویش را از مسجدالحرام تا مسجد الاقصی سیر داد ...
2) سوره «و النجم» آیات 12-18: «أفتمارونه علی ما یری و لقد رآه نزلة أخری عند سدرة المنتهی عندها جنة المأوی ...» ؛ چرا با پیامبر درباره دیدن جبرئیل مجادله می کنید ،او یکبار دیگر نیز فرشته وحی را نزدیک سدرة المنتهی در مجاورت بهشت که اقامتگاه نیکانست دیده است . آن زمان که سدرة المنتهی را آثار شکوه فرا گرفته بود ،دیدۀ او نه خطا رفت و نه منحرف شد ،هر آینه مقداری از آیات و نشانه های بزرگ پروردگار خود را دید.
کیفیت معراج
از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت شده است که خداوند متعال رسول گرامیش حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و اله که آخرین پیامبر و آخرین رسولِ فرستادۀ به سوی خلقش بود را در یک شب از مکّه معظّمه تا مسجد الاقصی و از آنجا به آسمانها تا سدرة المنتهی و عرش اعلی برد ،و عجائب آفرینش آسمانها را به آن حضرت نمایاند و رازهای نهانی و معارف نا متناهی را به آن حضرت القا فرمود . آن جناب در بیت المعمور و تحت عرش به عبادت حق تعالی قیام نمود و با انبیاء علیهم السلام ملاقات کرد و داخل بهشت شد و منازل اهل بهشت و احوال کسانی که در عذاب بودند را مشاهده نمود .
دربارۀ مکانی که آغاز حرکت پیامبرصلی الله علیه و اله به سوی معراج بوده ،چند قول است : از منزل حضرت خدیجهعلیها السلام ،از منزل امّ هانی خواهر امیرالمومنینعلیه السلام ،ازشعب ابی طالبعلیه السلام.[2] و لکن خداوند متعال آغاز این حرکت را از مسجد الحرام معرّفی فرموده است و شاید جهت آن این است که عرب ،همه مکه را حرم خدا می خواند . از این نظر ،تمام نقاط مکه حکم مسجد و حرم خدا را داشته است .
و مراد از مسجد الاقصی- بنا به قول مشهور– همان بیت المقدّس است که در کشور اردن قرار دارد و بعضی گفته اند :از احایث استفاده می شود که مراد از آن ،بیت المعمور است و در آسمان چهارم قرار دارد و دورترین مسجدهاست[3] و به همین جهت آن را «اقصی» یعنی دورترین مسجد نامیده اند .
و امّا اینکه معراج آن حضرت چند مرتبه واقع شده است ،یک مرتبه یا دو مرتبه یا بیشتر ؟ از احادیث معتبره ظاهر می شود که چندین مرتبه واقع شد . چنانکه در روایتی که محدّث جلیل القدر شیعه مرحوم شیخ صدوق ره از امام صادق علیه السلام نقل کرده است ،چنین آمده که آن حضرت فرمود : خداوند متعال رسول خدا صلی الله علیه و اله را 120 مرتبه به آسمان برد و در هر مرتبه ،آن حضرت را درباره ولایت و امامت امیرالمومنین علیه السلام و دیگر ائمۀ طاهرین علیهم السلام بیشتر از سایر واجبات و تکالیف الهی سفارش و تأکید فرمود.[4]
و از احادیث متواترۀ خاصّه و عامّه استفاده می شود که عروج آن حضرت به بدن بوده نه به روح ،و در بیداری بوده و نه در خواب و این مطلب در بین قدمای علمای شیعه اتفاقی است و در آن هیچ اختلافی وجود ندارد .
محدّث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی عطّر الله مضجعه از قول علامه متبحّر و محدّث متتّبع ،غوّاص دریای علوم آل محمد علیهم السلام محمد باقر مجلسی رحمه الله می فرماید :
شکی که بعضی در باب جسمانی بودن معراج کرده اند یا به جهت عدم تتبّع اخبار و آثار رسول خدا و ائمه هدی علیهم السلام است و یا به سبب عدم اعتماد بر اخبار حجّتهای خدا و وثوق و اعتماد کردن بر شبهات غیر متدیّنین از حکما (و فلاسفه) است . وگرنه چگونه می شود که شخص معتقد ( به خدا و رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام ) چندین هزار حدیث از طرق مختلف در اصل معراج و
کیفیات و خصوصیات آن – که همه ظاهر و صریحند در معراج جسمانی – بشنود ولی به محض
استبعاد وهم یا شبهات سست و واهیۀ حکما (و فلاسفه) همه را انکار و تأویل نماید . [5]
اهمّیت اعتقاد به معراج
شیخ صدوق ره در کتاب صفات الشیعه نقل می کند از امام صادق علیه السلام که آن حضرت فرمود : «لیس من شیعتنا من أنکر أربعة أشیاء» ؛ کسی که چهار چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست : معراج ،سؤال در قبر ،آفریده شدن بهشت و جهنّم و شفاعت.
در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود : «من کذّب بالمعراج فقد کذّب رسول الله صلی الله علیه و اله » ؛ کسی که معراج را تکذیب کند به تحقیق رسول خدا صلی الله علیه و اله را تکذیب کرده است .
همچنین آن حضرت می فرماید : کسی که اقرار به یگانگی خدا کند ...و به معراج و سؤال در قبر و حوض کوثر و شفاعت و آفرینش بهشت و جهنم و صراط و میزان و بعث و نشور و پاداش و حساب (روز قیامت) ایمان آورد ،پس او حقیقتاً مؤمن است و از شیعیان ما اهل بیت می باشد .[6]
هدف از معراج و سیر در عوامل هستی
شخصی به نام یونس بن عبدالرحمن از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام سؤال می کند : علّت اینکه خداوند متعال پیامبرش را به آسمانها و از آنجا به سدرة المنتهی و پس از آن به حجب نور برد و در آنجا با او گفتگو و نجوی کرد ،چه بود؟ در حالی که خداوند مکان ندارد .
امام علیه السلام در جواب فرمود : «انّ الله لا یوصف بمکان و لا یجری علیه زمان» ؛خداوند ،پیراسته از مکان و زمان است ،و لکن خداوند عزّوجلّ خواست ملائکه و ساکنان آسمان را با دیدن پیامبر ،عزیز و گرامی بدارد (و چشم آنها را با مشاهدۀ پیامبر منوّر گرداند) . و همچنین خواست پیامبر خود را از وسعت جهان آفرینش و عجائب عظمتش کاملاً آگاه سازد و پس از فرود ،جهانیان را از آن آگاه سازد .[7]
2- قتل عایشه
در شب سه شنبه 17 ماه مبارک رمضان ،سال 57 یا 58 هجری در مدینه ،عایشه دختر ابوبکر به دست معاویة بن ابی سفیان ،در سن 64 سالگی و یا به نقلی 66 سالگی ،به قتل رسید . جنازۀ نحسش را بعد از آنکه ابوهریره بر آن نماز خواند ،در بقیع دفن کردند .[8]
مادرش امّ رومان دختر عامر بن عویمر بن عبد شمس می باشد . دو سال قبل از هجرت ،بعد از وفات حضرت خدیجه کبری علیها السلام ،رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله با او ازدواج کرد . وی 7 سال و به نقلی 6 سال داشت که پیامبر خدا صلی الله علیه و اله او را به عقد خود در آورد و 9 سال و ده ماهش بود که آن حضرت با او عروسی و شروع به زندگی کرد . مراسم عقد و عروسی آن حضرت هر دو در ماه شوال صورت گرفت . 20 سال و به نقلی 18 سال داشت که رسول خدا صلی الله علیه و اله از دنیا رفت .[9]
پیامبر صلی الله علیه و اله دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند .[10] ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید : اگر خلیفه دوم به جای علی علیه السلام بود ،هر آینه عایشه را قطعه قطعه می کرد و لکن
علی علیه السلام انسانی حلیم و حکیم بود .[11]
عایشه در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و اله با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت. به گونه ای بود که علی بن ابراهیم قمی ره نقل می کند : عایشه و حفصه و پدرانشان (ابوبکر و عمر) تصمیم گرفتند پیامبر خدا صلی الله علیه و اله را مسموم کنند . ولی از آنجا که خداوند متعال حافظ پیامبرش بود توسط جبرئیل آن حضرت را از توطئۀ آنها با خبر کرد و شرّ آنها را از آن حضرت دفع نمود .[12]
با امیر المؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام و همسران پیامبر مخصوصاً حضرت خدیجه کبری علیها السلام نیز- با اینکه او را ندیده بود- رفتار ناشایست و کینه توزانه ای داشت . واقعۀ جنگ جمل و کشته شدن حدود بیست هزار و به نقلی بیش از سی هزار نفر از مسلمین به خاطر قتنۀ او ،از کارهای معروف اوست .[13]
ابن ابی الحدید سنّی نقل می کند: بعد از شهادت حضرت زهرا علیها السلام ،همسران رسول خدا صلی الله علیه و اله برای عرض تسلیت و سر سلامتی به خدمت امیر المؤمنین علیه السلام آمدند جز عایشه که اظهار مریضی کرد و سخنی گفت که دلالت بر خوشحالی او داشت .[14]
و از مشخص ترین نشانه های بغض و کینۀ او نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام این بود که غلامش را «عبدالرحمن» نام نهاد و گفت : این نام گذاری را به خاطر محبّتم به قاتل علی بن ابیطالب یعنی عبدالرحمن بن ملجم انجام دادم.[15]
کیفیت قتل عایشه به دست معاویه
معاویه چون خواست برای پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد ،عایشه انکار کرد و معاویه را تهدید نمود و گفت : برادرم محمد را کشتی ،و برای یزید بیعت می گیری ؟! معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند ،لذا در خانۀ خود چاهی کند وآن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود و تختی بر روی آن گذاشت و عایشه را وقت نماز عشا به خانۀ خود دعوت کرد . وقتی عایشه وارد شد ،معاویه او را به نشستن بر روی آن تخت تعارف نمود . عایشه قبول کرد و همین که روی آن نشست ،فرو رفت و به چاه افتاد. معاویه در چاه قبلاً چندین نیزۀ مسموم تعبیه کرده بود ،هنگامی که عایشه در چاه افتاد ،فوراً کار او ساخته شد و هلاک شد .[16]
3- صادر شدن دستور امام زمان علیه السلام به ساختن مسجد مقدّس جمکران
در شب سه شنبه 17 ماه مبارک رمضان سال 373یا 393 هجری ،امام زمان حجة بن الحسن العسکری علیه السلام به حسن بن مثله جمکرانی دستور دادند در زمینی که خودشان مشخص و معلوم کرده بودند مسجدی بنا کند و فرمودند: این قطعه از زمین را خداوند متعال برگزیده و به آن شرافت داده ... و به مردم بگو که به سوی این مسجد میل و رغبت داشته باشند وآن را گرامی و بزرگ بدارند و در آن چهار رکعت نماز ،دو رکعت به نیت تحیت مسجد و دو رکعت دیگر را به نیّت امام زمان علیه السلام بخوانند .
آن حضرت کیفیّت خواندن آن چهار رکعت نماز را برای او توضیح دادند و سپس فرمودند : هر کس که در آن مسجد نماز بخواند ،ثوابش مانند کسی است که در خانۀ خدا نماز خوانده است.[17]
[1] . بحار الانوار :18/302
[2] . مناقب آل ابی طالب :1/153 ،بحار الانوار: 18/380
[3] . تفسیر قمی : 2/243 ،تفسیر عیاشی : 2/279 ح 13 ،بحار الانوار : 18/374 ،منتهی الآمال :1/109(باب اول ،فصل ششم)
[4] . خصال :2/600 ح 3 ،بحار الانوار :18/387 ح 96
[5] . بحار الانوار :18/289 ،منتهی الآمال :1/109 (باب اول ،فصل ششم)
[6] . صفات الشیعه :50 و 51 ،بحار الانوار :18/311و312 ح22-24
[7] . علل الشرائع :1/133 ، بحارالانوار :18/347 ح 59
[8] . طبفات ابن سعد :8/77 و78 ،استیعاب ابن عبدالبر :4/1885
[9] . بحار الانوار : 22/235 ،شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید : 9/190 ،طبقات ابن سعد :8/58-60
[10] . صحیح بخاری :7/8 ،سنن بیهقی :3/378
[11] . شرح نهج البلاغه :17/254
[12] . تفسیر قمی :2/376 ، بحار الانوار :22/239
[13] . تاریخ یعقوبی :2/183 ،مناقب آل ابی طالب :3/162
[14] . شرح نهج البلاغه :9/198
[15] . بحار الانوار :32/341 و 342
[16] . کامل بهائی : 2/270 ،الطرائف : 2/503 ،حدیقة الشیعه :356
[17] . مستدرک الوسائل :3/447 ،بحار الانوار :53/230